شب دوم ماه محرم

شعر نوحه ورود به کربلا -(گشته دارُ العزا،همه ی عالمین)
۲۹
دنبال کردن این شاعر
۳۸۷۰
۵
گشته دارُ العزا،همه ی عالمین
کربلایی شده،کاروان حسین
یا حسین یا حسین...

با دلی غمزده،بهر این کاروان
قل هوالله و هَم،فَدخُلوها بخوان
یا حسین یا حسین...

زینب اینجا شود،مضطر و نیمه‌ جان
آه از مَقتل و،چَشم نا مَحرمان
یا حسین یا حسین..

روزی اینجا شود،شور محشر به پا
سر قرآن رود،به روی نیزه ها
یا حسین یا حسین..

بین گودال خون،با غمی بی کران
میشود مادری،زین عزا نوحه خوان
یا حسین یا حسین...
شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۵ نوشته شده توسط علیرضا گودرزی
شاعر:
امیر عباسی

نوحه ورودیه قافله به کربلا_ رسیده کرببلا، قافله آل ا....
۲۶
دنبال کردن این شاعر
۱۵۲۳
۱
نوحه ورود قافله به کربلا
رسیده کرببلا، قافله ی آل ا...
قافله سالار آن، حسین ابا عبدا....
حسین ابا عبدا.... ۴
___________________________
گوید زینب کجا، باشد اینجا حسین
دلشوره آمده، سراغم ای نور عین
حسین ابا.....
____________________________
گفتا برخواهرش، این خطه کربلاست
این خاک پر بلا، بهر من آشناست
حسین....
___________________________
اینجا ای زینبم، پایان راه ماست
جان ما در ره،دین خدا فداست
حسین....
_______________________
عاشورا آید و، غمت افزون شود
از خون عاشقان، صحرا پرخون شود
حسین....
______________________---
بعد از من خواهرم، می گردی تو اسیر
خدا صبرت دهد، ‌با اطفالی صغیر
حسین...

شعر:اسماعیل تقوایی
سه شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۲۳:۲۲ نوشته شده توسط اسماعیل تقوائی
شاعر:
اسماعیل تقوایی

روز دوم ماه محرم 1401

ورود کاروان امام حسین (ع) به کربلا

نوحه (ورود امام حسین ع به کربلا)محرم ۹۸ -(باز محرم آمده،دوره ی غم آمده)
۲۰
دنبال کردن این شاعر
۱۱۵۷
  ۲
باز محرم آمده،دوره ی غم آمده
بر عزیز فاطمه،رنج و ماتم آمده۲
شاه مظلومان حسین آید به دشت کربلا
زینب غمدیده اش بیند رنج و ابتلا
کربلا یا کربلا یا کربلا یا کربلا۲

شور ماتم شد به پا،غرق در غم ماسوا
بوی خون می آید از،سرزمین کربلا۲
می رسد آوای مظلومی به صد شور و نوا
از مدینه آمده یک کاروان در نینوا
کربلا یا کربلا یا کربلا یا کربلا۲

محشر کبری شده،خون به قلب ما شده
هر نوا در کربلا،آه و واویلا شده۲
یاوران دین و حق و حامی قرآن رسید
در زمین کربلا هفتاد و دو قربان رسید
کربلا یا کربلا یا کربلا یا کربلا۲

اهل دل جان بر لب است،شیعه در تاب و تب است
از غریبی حسین،خون به قلب زینب است۲
همه ی عمر تو بودی به من خسته توان
ترسم آخر تو شوی کشته ی دست عدوان
کربلا یا کربلا یا کربلا یا کربلا۲

آمدی روح روان،اکبر تازه جوان
در کنار خواهرش،اصغر شیرین زبان۲
آمده جعفر و عون قاسم و عباس رشید
تا که گردند به ره دین خداوند شهید
کربلا یا کربلا یا کربلا یا کربلا۲
چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۵۷ نوشته شده توسط ابوالفضل عابدی پور
شاعر:
رضا یعقوبیان

متن شعر نوحه (ورود امام حسین ع به کربلا) محرم ۹۸ -(آمده خون خدا،در زمین کربلا)
۱۹
دنبال کردن این شاعر
۲۰۳۱
  ۵
آمده خون خدا،در زمین کربلا
آید از این جا بوی،رنج و درد و ابتلا
کاروان عترت و قرآن رسید
رهنورد قله ی ایمان رسید
یا حسین فاطمه۲

جملگی در شور و شین،گرد شمع عالمین
کاروان سالار این،کاروان باشد حسین
آمده هفتاد و دو نور ولا
همدل و همسنگر خون خدا
یا حسین فاطمه۲

این گلان مصطفی،کبریایی گشته اند
از کرامات خدا،کربلایی گشته اند
جمله اهل کاروان جان بر لبند
سینه سوزان اشکبار زینبند
یا حسین فاطمه۲

زینبم این جا بود،قتلگاه عاشقان
بعد من این جا شود،قبله گاه شیعیان
جان من گردد فدای داورم
پیکرم در خون شود بر نی سرم
یا حسین فاطمه۲

زینبم این جا شود،مرکز جولان عشق
باشد این دشت بلا،محور میدان عشق
اصغر من پاره حنجر می شود
پاره پاره جسم اکبر می شود
یا حسین فاطمه۲
چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۳۵ نوشته شده توسط ابوالفضل عابدی پور  
شاعر:
رضا یعقوبیان

نوحه ی محرم -(رسیده قافله در این صحرا. به یاد اشک مادرم زهرا)
۱۹
دنبال کردن این شاعر
۱۱۰۱
 
#شب_دوم_ورود
#کاروان_به_کربلا
#واحد_محرم_۹۹

◾️بنداول
رسیده قافله در این صحرا
به یادِ اشکِ مادرم زهرا
به سوگِ داغِ اکبرم اینجا
آه و واویلا (۲)
به پا کنم خیمه‌ی غمها رو
نظر کنم حضرتِ سقا رو
سکینه و زینب کبری رو
آه و واویلا (۲)
ساقیِ دشتِ کربلا اومد
با اون دو دستانِ جدا اومد
به یاریِ دینِ خدا اومد
آه‌ و واویلا (۲)

◾بنددوم
اول سلامم محضرِ مسلم
به جسمِ پاک و بی سرِ مسلم
به هر چِه زخم پیکرِ مسلم
به یادِ مسلم (۲)
به اون غریبِ خسته و تنها
به اون لبانِ تشنه ی دریا
به او شهیدِ دامنِ زهرا
غریبِ مسلم (۲)
هر دم مشامم بوی سیب دارم
روی لبم اَمَ یجیب دارم
دلاوری همچو حبیب دارم
الحمدلله (۲)

◾️بند سوم
باید علم به پا کنیم یاران
جان بر کفانِ حضرتِ جانان
باید شوَیم در راهِ او قربان
آه و واویلا (۲)
گوئید به عباسِ علمدارم
آب آور و سید و سالارم
من غصه‌ی زینبم و دارم
آه و واویلا (۲)
روحِ مناجاتِ شبم عباس
نامِ تو بر روی لبم عباس
داری هوای زینبم عباس
آه و واویلا (۲)

#هستی_محرابی
#شب_سوم_ادامه_دارد
جمعه ۲۴ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۷:۱ نوشته شده توسط هستی محرابی
شاعر:
هستی محرابی

شب دوم ماه محرم 1400

ورود کاروان امام حسین (ع)

شعر نوحه ورود به کربلا -(گشته دارُ العزا،همه ی عالمین)

۲۶

دنبال کردن این شاعر

۱۶۰۴

  ۴

گشته دارُ العزا،همه ی عالمین

کربلایی شده،کاروان حسین

یا حسین یا حسین...

 

با دلی غمزده،بهر این کاروان

قل هوالله و هَم،فَدخُلوها بخوان

یا حسین یا حسین...

 

زینب اینجا شود،مضطر و نیمه‌ جان

آه از مَقتل و،چَشم نا مَحرمان

یا حسین یا حسین..

 

روزی اینجا شود،شور محشر به پا

سر قرآن رود،به روی نیزه ها

یا حسین یا حسین..

 

بین گودال خون،با غمی بی کران

میشود مادری،زین عزا نوحه خوان

یا حسین یا حسین...

شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۵ نوشته شده توسط علیرضا گودرزی 

شاعر:

امیر عباسی

نوح ورودیه کاروان حسینی_رسیده کاروان امشب به دشت کربلا

۱۹

دنبال کردن این شاعر

۱۱۰۸

 

نوحه ورودیه

رسیده کاروان امشب به دشت کربلا۲

به لبهای حسین باشد پناه برخدا۲

حسین جانم حسین جانم حسین جانم حسین ۲

______________________________

خدایا پس چرا زینب شده دل ناگران

چرا در صورتش باشد ز رنج وغم نشان

______________________________

ازاین خاک بلا زینب بسی دارد هراس

برای رفتن از آنجا کند او التماس

_____________________________

مزن خیمه برادرجان بیا زینجا رویم

دوباره راهی شهر پیمبر ما شویم

____________________________

بگوید زینبش را آن، به زهرا نور عین

مده صبرت زکف خواهر، تو را جان حسین

دگر این منزل آخر برای ما بود

شهادت سهم من جانا در این صحرا بود

____________________________

سر من می شود خواهر در این وادی جدا

شود از خون ما رنگین زمین کربلا

 

شعر:اسماعیل تقوایی

دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۱:۱ نوشته شده توسط اسماعیل تقوائی 

شاعر:

اسماعیل تقواییزمینه شب دوم محرم: -(نپرس از حال زارم، یه عالم گریه دارم)

۱۸

دنبال کردن این شاعر

۱۲۴۶

  ۲

نپرس از حال زارم، یه عالم گریه دارم

کجای این بیابون، پس از تو سر بذارم

ببین حالم خرابه، نگاهم خیس آبه

زیر چشمام کبود و ، جلو چشمام سرابه

چرا هی، رولبهات داری نجوا

چرا پس، عصا می کوبی اینجا

بگو که ،چرا داری می خونی

اعوذ، بک من کرب و بلا

واویلتا، نگو اینجا مقصد ماست

واویلتا، نگو اینجا کرب وبلاست

(واویلتا از کربلا)

 

به جز اشک تو چشام نیست، چرا اوضاع به کام نیست

بگو ماه محرم، مگه ماه حرام نیست

نگاه کن شیرخواره ت، چه بی تاب و توونه

نگاه به اکبرت کن، هنوز خیلی جوونه

نگاه کن،  چش پر ابر من رو

جدایی، میگیره صبر من رو

بگو اون، که کرده قصد جونت

کنارت، بسازه قبر من رو

واویلتا ببین که قلبم حزینه

واویلتا غمتو زینب نبینه

(واویلتا از کربلا)

 

همینجا وعده گاهه، غم و غصه تو راهه

وداع آخر ما، میون قتلگاهه

لب آب فراتیم،نگو تشنه میمیری

نگو اینجا برادر، زیر دشنه میمیری

تو هم که، مثه من مبتلایی

میارن، سر ما هر بلایی

شنیدم ، سرت رو مثل یحیی

میذارن، توی تشت طلایی

واویلتا، نبینم حنجرت پاره ست

واویلتا، که زینب بی تو بیچاره ست

(واویلتا از کربلا)

پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۵۸ نوشته شده توسط ابوالفضل عابدی پور

شاعر:

مظاهر کثیری نژاد

شب دوم ماه محرم 1399

شعر نوحه ورود به کربلا -(گشته دارُ العزا،همه ی عالمین)

۲۴

دنبال کردن این شاعر

۹۹۰

  ۳

گشته دارُ العزا،همه ی عالمین

کربلایی شده،کاروان حسین

یا حسین یا حسین...

 

با دلی غمزده،بهر این کاروان

قل هوالله و هَم،فَدخُلوها بخوان

یا حسین یا حسین...

 

زینب اینجا شود،مضطر و نیمه‌ جان

آه از مَقتل و،چَشم نا مَحرمان

یا حسین یا حسین..

 

روزی اینجا شود،شور محشر به پا

سر قرآن رود،به روی نیزه ها

یا حسین یا حسین..

 

بین گودال خون،با غمی بی کران

میشود مادری،زین عزا نوحه خوان

یا حسین یا حسین...

شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۵ نوشته شده توسط علیرضا گودرزی 

شاعر:

امیر عباسی

زمینه شب دوم محرم: -(نپرس از حال زارم، یه عالم گریه دارم)

۱۸

دنبال کردن این شاعر

۷۶۴

  ۲

نپرس از حال زارم، یه عالم گریه دارم

کجای این بیابون، پس از تو سر بذارم

ببین حالم خرابه، نگاهم خیس آبه

زیر چشمام کبود و ، جلو چشمام سرابه

چرا هی، رولبهات داری نجوا

چرا پس، عصا می کوبی اینجا

بگو که ،چرا داری می خونی

اعوذ، بک من کرب و بلا

واویلتا، نگو اینجا مقصد ماست

واویلتا، نگو اینجا کرب وبلاست

(واویلتا از کربلا)

 

به جز اشک تو چشام نیست، چرا اوضاع به کام نیست

بگو ماه محرم، مگه ماه حرام نیست

نگاه کن شیرخواره ت، چه بی تاب و توونه

نگاه به اکبرت کن، هنوز خیلی جوونه

نگاه کن،  چش پر ابر من رو

جدایی، میگیره صبر من رو

بگو اون، که کرده قصد جونت

کنارت، بسازه قبر من رو

واویلتا ببین که قلبم حزینه

واویلتا غمتو زینب نبینه

(واویلتا از کربلا)

 

همینجا وعده گاهه، غم و غصه تو راهه

وداع آخر ما، میون قتلگاهه

لب آب فراتیم،نگو تشنه میمیری

نگو اینجا برادر، زیر دشنه میمیری

تو هم که، مثه من مبتلایی

میارن، سر ما هر بلایی

شنیدم ، سرت رو مثل یحیی

میذارن، توی تشت طلایی

واویلتا، نبینم حنجرت پاره ست

واویلتا، که زینب بی تو بیچاره ست

(واویلتا از کربلا)

پنج شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۵۸ نوشته شده توسط ابوالفضل عابدی پور

شاعر:

مظاهر کثیری نژاد

نوح ورودیه کاروان حسینی_رسیده کاروان امشب به دشت کربلا

۱۸

دنبال کردن این شاعر

۶۹۴

 

نوحه ورودیه

رسیده کاروان امشب به دشت کربلا۲

به لبهای حسین باشد پناه برخدا۲

حسین جانم حسین جانم حسین جانم حسین ۲

______________________________

خدایا پس چرا زینب شده دل ناگران

چرا در صورتش باشد ز رنج وغم نشان

______________________________

ازاین خاک بلا زینب بسی دارد هراس

برای رفتن از آنجا کند او التماس

_____________________________

مزن خیمه برادرجان بیا زینجا رویم

دوباره راهی شهر پیمبر ما شویم

____________________________

بگوید زینبش را آن، به زهرا نور عین

مده صبرت زکف خواهر، تو را جان حسین

دگر این منزل آخر برای ما بود

شهادت سهم من جانا در این صحرا بود

____________________________

سر من می شود خواهر در این وادی جدا

شود از خون ما رنگین زمین کربلا

 

شعر:اسماعیل تقوایی

دوشنبه ۴ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۱:۱ نوشته شده توسط اسماعیل تقوائی 

شاعر:

اسماعیل تقوایی

نوحه (ورود امام حسین ع به کربلا)محرم ۹۸ -(باز محرم آمده،دوره ی غم آمده)

۱۶

دنبال کردن این شاعر

۴۱۴

  ۱

باز محرم آمده،دوره ی غم آمده

بر عزیز فاطمه،رنج و ماتم آمده۲

شاه مظلومان حسین آید به دشت کربلا

زینب غمدیده اش بیند رنج و ابتلا

کربلا یا کربلا یا کربلا یا کربلا۲

 

شور ماتم شد به پا،غرق در غم ماسوا

بوی خون می آید از،سرزمین کربلا۲

می رسد آوای مظلومی به صد شور و نوا

از مدینه آمده یک کاروان در نینوا

کربلا یا کربلا یا کربلا یا کربلا۲

 

محشر کبری شده،خون به قلب ما شده

هر نوا در کربلا،آه و واویلا شده۲

یاوران دین و حق و حامی قرآن رسید

در زمین کربلا هفتاد و دو قربان رسید

کربلا یا کربلا یا کربلا یا کربلا۲

 

اهل دل جان بر لب است،شیعه در تاب و تب است

از غریبی حسین،خون به قلب زینب است۲

همه ی عمر تو بودی به من خسته توان

ترسم آخر تو شوی کشته ی دست عدوان

کربلا یا کربلا یا کربلا یا کربلا۲

 

آمدی روح روان،اکبر تازه جوان

در کنار خواهرش،اصغر شیرین زبان۲

آمده جعفر و عون قاسم و عباس رشید

تا که گردند به ره دین خداوند شهید

کربلا یا کربلا یا کربلا یا کربلا۲

چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۵۷ نوشته شده توسط ابوالفضل عابدی پور

شاعر:

رضا یعقوبیان

متن شعر نوحه (ورود امام حسین ع به کربلا) محرم ۹۸ -(آمده خون خدا،در زمین کربلا)

۱۶

دنبال کردن این شاعر

۱۰۷۱

  ۴

آمده خون خدا،در زمین کربلا

آید از این جا بوی،رنج و درد و ابتلا

کاروان عترت و قرآن رسید

رهنورد قله ی ایمان رسید

یا حسین فاطمه۲

 

جملگی در شور و شین،گرد شمع عالمین

کاروان سالار این،کاروان باشد حسین

آمده هفتاد و دو نور ولا

همدل و همسنگر خون خدا

یا حسین فاطمه۲

 

این گلان مصطفی،کبریایی گشته اند

از کرامات خدا،کربلایی گشته اند

جمله اهل کاروان جان بر لبند

سینه سوزان اشکبار زینبند

یا حسین فاطمه۲

 

زینبم این جا بود،قتلگاه عاشقان

بعد من این جا شود،قبله گاه شیعیان

جان من گردد فدای داورم

پیکرم در خون شود بر نی سرم

یا حسین فاطمه۲

 

زینبم این جا شود،مرکز جولان عشق

باشد این دشت بلا،محور میدان عشق

اصغر من پاره حنجر می شود

پاره پاره جسم اکبر می شود

یا حسین فاطمه۲

چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۱۱:۳۵ نوشته شده توسط ابوالفضل عابدی پور 

شاعر:

رضا یعقوبیان

ورودیه -(دوباره روضه ، دوباره ماتم)

۱۵

دنبال کردن این شاعر

۱۰۴۴

 

-۱

دوباره روضه ، دوباره ماتم

دوباره بیرق ، دوباره پرچم

دوباره نوحه ، دوباره زمزم

دوباره پیچید ، بوی محرم

خداروشکر دوباره

به ماه عزا رسیدم

برا حسین زهرا

لباس سیا پوشیدم

بارون رحمت خدا

می باره توی روضه ها

حسین رسید به کربلا ۲

فریاد یا محمدا

حسین رسید به کربلا

دوباره شور و ، روضه هر شب

دوباره اسمه ، حسینه رو لب

دوباره گریه ، دوباره هق هق

برای قلب ، مضطر زینب

یه کاروان گل یاس

یه حرمه غرق احساس

رسیده این حرم با

قافله سالارش عباس

دوباره اشک نوکرا

می باره توی هیئتا

حسین رسید به کربلا ۲

فریاد یا محمدا

حسین رسید به کربلا

نگاه زینب ، که غرق آهه

سوی نگاهش ، به قتلگاهه

دل نگرونه ، برا حسینش

چقدر غریبه ، چه بی پناهه

نگاه شوم دشمن

خیره به علی اکبر

حرمله تیر آورده

برای گلوی اصغر

نگاه تیز دشمنا

خیره شده به معجرا(افتاده به گوشواره ها)

حسین رسید به کربلا ۲

فریاد یا محمدا

حسین رسید به کربلا

 

شنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۱۹:۶ نوشته شده توسط ابوالفضل عابدی پور

شاعر:

وحید محمدی

نوحه ورودیه کربلا _کجا باشد اینجا حسین ای برادر

۱۵

دنبال کردن این شاعر

۷۳۱

  ۲

نوحه ورودیه کربلا

کجا باشد اینجا، حسین ای برادر

که دلشوره دارم، بسی جان خواهر

حسین جان حسین جان، حسین جان حسین جان ۴

___________________________

چرا خاک اینجا، دهد بوی هجران

ببر ای برادر، مرا جای دیگر

____________________________

رسیدیم زینب، به کرببلایم

همانجا که روزی، مراگفته حیدر

 

از اینجا گریزی  برایم نباشد

در این دشت ما را، سفر آید آخر

_____________________________

صبوری نماتو، بباید تحمل

شود بر تو جانا، مصایب مقدر

به جنگم بیاید، سپاه یزیدی 

زخون شهیدان، شود این زمین تر

__________________________

به یک روز گردی، تو ام المصایب 

زداغ عزیزان، شوی زار ومضطر

چه گلها که گردد،زگلزار پرپر

علی اکبر ازمن،زتوعون وجعفر

_____________________________-

گلوی صغیرم،شود غرق درخون

علمدار خوبم، شود پاره پیکر

ببینی تنم را، که افتاده عریان

شوی بی معین ای، معین برادر

______________________________

امان از غریبی،امان از اسیری

اسیری کجاو، عیالات حیدر

صبوری نما ای،عزیز دل من

که صبرت نماید جهانی مسخر

 

شعر :اسماعیل تقوایی

یکشنبه ۱۰ شهریور ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۳۴ نوشته شده توسط اسماعیل تقوائی

شاعر:

اسماعیل تقوایی

زمینه یا شور شب دوم محرم الحرام ۹۸ ورودیه کاروان به کربلا -(واویلا،واویلتا آه و واویلا)

۱۳

دنبال کردن این شاعر

۷۰۴

  ۲

بند اول

 

واویلا،واویلتا آه و واویلا

قافله،به دشت پر بلا رسیده

نشسته،گرد و غبار غم تو سینه

واویلا،حسین به کربلا رسیده

 

شده نینوایی گل مصطفی

زده خیمه به دشت ماتم سرا

پناه بر خدا پناه بر خدا میبره از بلا

 

حاجیِ حج نینوایی شده کــــــــربلایی

سرزمینی که میده بوی جدایی،جدایی

 

 

یا کـربلا،یا کـربلا

 

 

 

بند دوم

 

الا ای،دیار ماتم و مصیبت

با دلِ،زینب کبرا کن مدارا

که الان،حسینو داره غم نداره

یه روزی،پر از نامحرم میشه اینجا

 

یه روزی میشه از برادر جدا

میبینه سری رو روی نیزه ها

میره کوفه و به شام بلا ای خدا

 

میخوره تازیونه زینب فراوون فـــراوون

چاره نداره میره از اینجا با چشم گریون

 

 

یا کـربلا،یا کـربلا

 

 

 

 

۱۳۹۸/۴/۷

سه شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۸ ساعت ۱۵:۴ نوشته شده توسط ابوالفضل عابدی پور

شاعر:

امیرحسین سلطانی

 

شب دوم ماه محرم 1396

شب منسوب به ورود کاروان امام حسین (ع) به کربلا

اين چه نواست ، وز کجا مي‌آيد ؟

کاين نغمه به گوش آشنا مي‌آيد

يا رب چه غبار دلنشيني است که باز

بر لوح دل از خاطره ها مي‌آيد ؟

اين کيست ، که از قصه پر غصه او

غمهاي دگر ، به انتها مي‌آيد ؟

اين کيست ، که بر پرده دل چنگ زند

کز شور غمش ، دل به نوا مي‌آيد ؟

اين کيست ، که از شتاب چرخ عمرش

گرد غم و طوفان عزا مي‌آيد ؟

اين کيست ، که از شعار آزادي او

بر گوش مجاهدان ، ندا مي‌آيد ؟

اين کيست ، که هر کس شنود نامش را

با چشم تر و ، نوحه سرا مي‌آيد ؟

اين کيست ، که هر جا گذرد ، همچو بهار

بوي گل سرخ ، از فضا مي‌آيد ؟

اين کيست ، که حج خويش ، ناکرده تمام

لبيک به لب ، به نينوا مي‌آيد ؟

خون در دل عاشقان حق ، مي‌جوشد

يک لاله عذار حق نما مي‌آيد

از شهر نبي ، مسافري سرگردان

با قافله اش ، به کربلا مي‌آيد

اين عاشق سرگشته ، حسين است ، حسين

کاينجا به مشيت خدا مي‌آيد

اين ذبح عظيم است ، که از بيت خدا

با جمله عزيزان به منا مي‌آيد

اکبر به شتاب ، از پي ثار الله

با قلب حسين ، پا به پا مي‌آيد

قاسم که درين سفر بجاي حسن است

آيد به نظر که مجتبي مي‌آيد

عباس به پاس محمل خواهر خويش

چون ساية زينب ، ز قفا مي‌آيد

گر جنگ و ستيز است ، خدايا ، در پيش

پس دختر زهرا به کجا مي‌آيد ؟

کس نيست ( حسانا ) که بپرسد ز رباب :

با اصغر شش ماهه ، چرا مي‌آيد ؟

الا یاران من ، میعادگاه داور است اینجا

بدن ها غرق خون ، سرها جدا از پیکر است اینجا

ملک قرآن بخوان در خاک روح انگیز این وادی

که هفتاد و دو گل از باغ عترت پرپر است اینجا

نیازی نیست گل ریزد کسی در مقدم مهمان

که صحرا لاله گون از خون فرق اکبر است اینجا

مگر نه در نماز عشق می باید وضو از خون

وضوی من ز خون حلق پاک اکبر است اینجا

شود جان عمویی همچو من قربانی قاسم

که مرگ سرخ بروی از عسل شیرین تر است اینجا

شود حل مشکل بی آبی اطفال معصومم

که سقا با دو چشم خونفشان آب آور است اینجا

نه تنها از تن مردان جنگی سر جدا گردد

به نوک نیزه طفل شیر خوارم را سر است اینجا

مبادا کس در این صحرای خونین نام آب آرد

جواب العطش شمشیر و تیر و حنجر است اینجا

الهی دخت زهرا پای در گودال نگذارد

که کعب نی جواب یا خای خواهر است اینجا

عجب نبود گر ابناء بشر گریند خون بر من

که از خون گلویم رنگ ، موی مادر است اینجا

به عمر خود مزن غیر از در این خانه را میثم

زیارتگاه دل تا صبح روز محشر است اینجا

شاعر : سازگار

ورود کاروان به کربلا

بـــــار بگشـــــایید اینجـــــــا کربلاست

آب و خاکـــش با دل و جان آشنــاست

السّــــــــــلام ای سرزمین کـــربــــــلا

السّــــــــــلام ای منــزل و مـــأوای مـا

السّــــــــــلام ای وادی دلجوی عشق

وه چه خوش می آید اینجا بوی عشق

السّــــــــــلام ای خیمه گاه خواهـــرم

قتلگـــــــاه جــــانگـــــــــداز اکبــــــــرم

کــــــــــــربلا گــــــهواره اصغر تـــــویی

مقتـــــــل عباس نـــــــــام آور تــــویی

آمـــــــــــدم آغــــوش خود را بــــاز کن

بستــــــــــر مـــهمان خود را ســاز کن

ســـلام مــن بــه مـحـرم

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا

بـه لطـمه‌هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش

بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش

سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی

به چشم کاسه ی خون و به شال ماتم مـهـدی

سـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش

به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامش

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب

بـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـب

سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل

بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـامـت اکـبـر

بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر

سلام من به محرم به دسـت و بـازوی قـاسم

به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره‌ی اصـغـر

به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره‌ی اصـغـر

سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه

بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینه

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـاشـقـی زهـیـرش

بـه بـازگـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرش

سلام من بـه محرم بـه مسـلـم و به حـبـیـبش

به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـش

سلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب

سلام من به محـرم به شـور و حـال عیـانـش

ســـلام مــن بــه مـحـرم

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا

بـه لطـمه‌هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش

بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش

سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی

به چشم کاسه ی خون و به شال ماتم مـهـدی

سـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش

به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامش

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب

بـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـب

سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل

بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـامـت اکـبـر

بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر

سلام من به محرم به دسـت و بـازوی قـاسم

به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره‌ی اصـغـر

به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره‌ی اصـغـر

سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه

بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینه

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـاشـقـی زهـیـرش

بـه بـازگـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرش

سلام من بـه محرم بـه مسـلـم و به حـبـیـبش

به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـش

سلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب

سلام من به محـرم به شـور و حـال عیـانـش

سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش

ورود به کربلا ( نوحه اول )

به هرماه فایل صوتی سبک

ای زمین کربلا، آغوش خود را باز کن

بهر استقبال ثاراللّهیان، پرواز کن

 

کعبۀ اهل ولا، حج کند در کربلا

 

باغبان باغ خون با لاله یاس آمده

کربلا آغوش خود بگشا که عباس آمده

 

کعبۀ اهل ولا، حج کند در کربلا

 

از جوانان بر فلک، فریاد واویلا رسد

خیرمقدم، بوی عطر لالۀ لیلا رسد

 

کعبۀ اهل ولا، حج کند در کربلا

 

غنچه‌ای، لبخندْ‌زن بر روی دست مادر است

کربلا، گهواره‌ات، کو؟ این علی‌اصغر است

 

کعبۀ اهل ولا، حج کند در کربلا

زمزم حجاج ثاراللّهی، از جام بلاست

حج هفتاد و دو حاجی، در زمین کربلاست

 

کعبۀ اهل ولا، حج کند در کربلا

 

بوی عطر فاطمه، از دامن صحرا رسید

کربلا، خیمه بپا کن، زینب‌کبری رسید

 

کعبۀ اهل ولا، حج کند در کربلا

 

همره شمس ولایت، دو فروزان کوکبند

ای زمین کربلا، اینان دو طفل زینبند

 

کعبۀ اهل ولا، حج کند در کربلا

غلامرضا سازگار

ورود به کربلا ( نوحه دوم )

به همراه فایل صوتی سبک

اینجا، کرب و بلاست، الله اکبر

اینجا، سرها جدا، گردد ز پیکر

 

محمل مرانید قـرآن بخـوانید

هیهات من الذله الله اکبر

هیهات من الذله الله اکبر

 

اینجا، هستی دهم، در راه داور

صورت، گلگون کنم از خون اصغر

 

سازم سر و جان تقــدیم جانـان

هیهات من الذله الله اکبر

هیهات من الذله الله اکبر

 

اینجا، افتد ز تن، دست علمدار

صحرا، رنگین شود، از خون انصار

 

اینجا دهم سر در زیــر خنجر

هیهات من الذله الله اکبر

هیهات من الذله الله اکبر

 

اینجا وعده‌گه دیدار یار است

گودال قتلگاه، چشم انتظار است

 

قتلم سعادت حجّم شهادت

هیهات من الذله الله اکبر

هیهات من الذله الله اکبر

 

اینجا غلطد به خون، با جسم بی‌تاب

سردار بی‌سر و سقای بی‌آب

 

با کام عطشان با چشم گریان

هیهات من الذله الله اکبر

هیهات من الذله الله اکبر

غلامرضا سازگار